مدیرعامل تعاونی لیتوگرافان تهران
شجاع صنعت؛ خادم صنف، اعتبار تدبیر
از میدان عمل تا مدیریت راهبردی
مسیر حرفهای من با اشتیاقی عمیق برای درک زیرساختهای فنی چاپ آغاز شد و سالهای نخستین را وقف تسلط بر فرآیندهای تولید کردم، زیرا باور دارم شناخت دقیق تکنیکی، شالودهی اصلی برای هرگونه تصمیمگیری مدیریتی است. این دانش عملی، بعدها به مهمترین ابزار من در نقشهای اجرایی بدل شد؛ چرا که معتقدم مدیریت یک صنف، تنها از پشت میز میسر نیست، بلکه نیازمند درک عمیق از چرخدندههای تولید و چالشهای عملیاتی همکاران است. با عهدهدار شدن مسئولیت در تعاونی لیتوگرافان، استراتژی من فراتر از مدیریت روزمره، معطوف به مهندسی زنجیرهی تأمین و ایجاد توازن پایدار در بازار بود. در دهههای پرالتهاب اقتصادی که نوسانات قیمت ملزومات، ثبات کارگاههای تولیدی را تهدید میکرد، هدف من طراحی سیستمهای شفاف توزیع بود تا با کاهش هزینههای سربار، دغدغهی تأمین مواد اولیه، جای خود را به تمرکز بر ارتقای کیفیت تولید بدهد.
من در این سالها آموختم که برای عبور از طوفانهای اقتصادی، باید بیش از تکیه بر واکنشهای مقطعی، بر ساختارهای نظاممند مدیریتی پافشاری کرد. در همین راستا، ضرورت همگامسازی دانش تجربی با استانداردهای نوین تصمیمگیری، مرا بر آن داشت تا در دوران میانی فعالیت، مدارج عالی مدیریت (MBA و DBA) را طی کنم؛ تلاشی که صرفاً برای کسب عنوان نبود، بلکه برای تجهیز ذهن به ابزارهای مدرن تحلیلی صورت گرفت. امروز نگاه من به صنعت چاپ، نگاهی مبتنی بر تحول دیجیتال و ارتقای ساختارهای مدیریتی است و معتقدم هرچقدر نهادهای صنفی با متدهای مدرن مدیریت استراتژیک همراستا شوند، خروجی کل صنعت در اقتصاد ملی پررنگتر خواهد بود.
به نسل جوان و فعالان نوآور این حوزه توصیه میکنم که فراتر از تخصص فنی، بر مدیریت استراتژیک و زنجیرهی ارزش تمرکز کنند؛ چرا که میراث ماندگار برای آیندگان، نه فقط تجهیزات، که سامانههای منسجم و بهرهوری است بلکه با نگاهی دادهمحور و تصمیمسازیهای برآمده از تجربه، این صنعت پیشران را به جایگاه واقعیاش در اقتصاد دانشبنیان هدایت میکند.