بنیانگذار سازمان چاپ طهرانی
شهرکهای تخصصی چاپ؛ زیربنای اقتدار ملی و دروازه ورود به بازارهای جهانی
سرنوشت من در کوچهپسکوچههای اصیل و تاریخی عودلاجان رقم خورد؛ جایی که در سال ۱۳۲۳ به دنیا آمدم و فضای آن از همان دوران کودکی، آکنده از بوی ماندگار کاغذ و مرکب و نوای منظم ماشینهای چاپ بود. نخستین تجربهی جدیام با دستگاهی دستی، ساختِ «آلفرد لانکامر» رقم خورد؛ ساخت آن یک سال به درازا کشید و چون هنوز مکان مناسبی نداشتیم، آن را به خانه بردیم. روزگاری بود که برای خرید خانه، ناچار شدیم همان دستگاه را به مرحوم خوشقدم بفروشیم؛ هرچند به بهایی کمتر از قیمت خرید، اما آن اتفاق برای ما شروعی بود بر یک عمر دلدادگی.
در شرایطی که زندگی ایجاب میکرد زودتر از سن شناسنامهای مرد میدان شوم، از کلاس ششم دبستان پا به دایرهی کار گذاشتم. من این راه را نه از پشت میزهای مدیریت، بلکه از کف خاکگرفتهی چاپخانه آغاز کردم؛ چیدن حروف ریز سربی را از برادر بزرگوارم آموختم و گامبهگام پیش رفتم. در سال ۱۳۴۱، با تهیه اولین مکان در حوالی میدان امام حسین (ع)، دستگاه چاپ ربعی ساخت شرکت «لایپزیک» آلمان را از چاپ بشارتِ لالهزار خریداری کردیم؛ دستگاهی که به گمانم از قدیمیترین ماشینهای چاپ سرپای ایران است. در گذر سالها، اعتبارِ حرفهایام چنان شد که افتخار داشتم یکی از ۳۰ چاپخانهداری باشم که وزارت ارشاد در آن سالها، آن را از بازرسی معاف کرد؛ و نیز این توفیق تاریخی نصیبم شد که برای ساماندهی به صنعت، «انجمن اسلامی صنعت چاپ» را به عنوان نیازی مبرم، پایهگذاری کنم. از آنجا که به قدرت رسانه و جهاد تبیین ایمان داشته و دارم در تاسیس نشریات صنعت نقش آفرینی داشتم و مدیر مسئول نشریه داخلی "گزارش صنعت چاپ اتحادیه چاپخانه داران" بعهده اینجانب بود.
اما برای من، چاپ هرگز صرفاً ادارهی یک چاپخانه نبوده است؛ چاپ، شریان حیاتی فرهنگ و بازوی پنهان صنعت کشور است. از همین رو، بیش از نیم قرن در کنار چرخ تولید، در سنگر نهادهای صنفی و اتحادیه چاپخانهداران تهران به عنوان صدای مطالبهگری اهالی چاپ ایستادم. همواره با تمام وجود باور داشته و فریاد زدهام که چاپ یک «ابرصنعت دانشبنیان» است، نه یک کارگاه ساده. حیات و بالندگی این پیشه مقدس در گرو همافزایی، ایجاد «شهرکهای تخصصی چاپ» با مشوقهای ویژه، پرهیز از رقابت نابرابر بخش دولتی با سرمایههای بخش خصوصی، و تجمیع توان کارگاهها در قالب کنسرسیومهای مقتدر است تا ایران عزیزمان بتواند جایگاه راستین خود را به عنوان قطب چاپی منطقه بازپس گیرد.
اعتقاد من به این کنسرسیومها، نه فقط در کلام، بلکه در عمل نیز ریشه داشت. یادم میآید مرحوم حسین فراهانی مدیر خوشنام و فعال چاپ سیرنگ سفارش دفترچههای خدمات درمانی را گرفته بود. در چاپ مشکلی نبود، اما برای دوخت آن حجم عظیم در زمانی کوتاه، نیاز به یاری همکاران بود. آنجا بود که به اتفاق دوستِ شریفم، جناب حاج خسرو فرزانه، آستین همت بالا زدیم و بیشترین سهم را در آن مشارکت ایفا کردیم؛ تجربهای که بر اصرار من بر ایجاد کنسرسیومهای کاری صحه گذاشت. در امتداد همکاری با برادران فرزانه و پس از انجام موفقیت آمیز صحافی دفترچه های خدمات درمانی باتفاق حاج خسرو فرزانه کارگاه صحافی ساخت آلبوم عکس را در کنار چاپخانه تاسیس نمودم و شاید بتوان گفت آلبوم های نسل گذشته عمدتا ساخت کارگاه صحافی ما بوده باشد.
امروز که به گذشته مینگرم، نه یک چاپخانه، بلکه یک عمر مجاهدت را میبینم.
سلام بر ایران، سرو بلند؛
سلام بر عودلاجان، خاستگاه دیرینهی چاپ؛
سلام بر بزرگمرد آینده نگر صنعت چاپ، مرتضی خان نوریانی
سلام بر برادران اسلامیه و علمی؛
سلام بر خاندان کلاری
سلام بر تمامی خادمین فرهنگ در این مرز و بوم؛
و سلام بر اهالی هنر-صنعت چاپ.
مجموعهای که با عشق سالهای جوانی، ممارست خستگیناپذیر و دلدادگی به حروف سربی برپا شد، امروز با حضور نسل تازه، جانی دوباره گرفته است. بسیار خرسندم که مسیر پرفراز و نشیب این خاندان، امروز با درایت و نگاه علمی فرزندم، مهندس محمدمهدی تینای طهرانی تداوم دارد. او علاوه بر دانش فنی مهندسی، با نگاهی نوین به مدیریت تحولآفرین، حوزهی «چاپ دیجیتال» را در مجموعه پایهگذاری کرده است. تمرکز ویژه او بر پیادهسازی تکنیکهای «چاپ اقتصادی کتاب با دو رنگ»، راهکاری هوشمندانه و عملیاتی برای کاهش هزینههای نشر و افزایش کیفیت ارائه داده است که نویدبخش دورانی تازه برای سازمان ماست. این پیوند اصالت و تخصص مدرن، ضامن پویایی سازمانی است که بیش از نیم قرن امانتدار اعتماد اهل قلم و صنعت بوده است.